نویسنده: ایزاک آسیموف
این کتاب را میتوان یک مجموعه داستان کوتاه به هم پیوسته دانست که مردی به نام جرج تعریف میکند و همهی آنها در مورد ماجراهایی است که جرج با یک موجود کوچک داشته است. یک وروجک 2 سانتیمتری قرمز رنگ و دارای دو شاخ کوچک به نام آزازل. او از دنیای خودش به پیش جرج میآید و با قدرت جادویی خود مشکلات دوستان جرج را حل میکند.
در هر داستان این مجموعهی 16 فصلی یک نکتهی آموزنده نهفته است.
فن فیکشن طلسم هاگوارتز ( ناقص )
نویسنده: جیمز سیریوس پاتر
فن فیکشنی در ادامه مجموعه هری پاتر و مربوط به دوران بعد از ولدمورت . در این فن فیکشن هری پاتر کارآگاه وزارت خانه هست و فرزندانش در هاگواتز تحصیل میکنن که به شکلی غیر منطقی سالازار اسلیترین باز میگرده . سرعت جلو رفتن داستان زیاده و ماجرا گاهی گنگ و غیر قابل درک . ولی بزرگترین عیب این داستان شوخی هایی هست که در لابه لای حوادث گنجانده شده. نویسنده که ظاهرا از کاربرهای دمنتور بوده با داخل داستان کردن کاربرهای مختلف و شوخی های خودش متاسانه باعث ضعیفتر شدن بیشتر داستان شده . البته سبک و جمله بندی و نگارش داستان قابل قبوله ولی داستان در شکل کلی خودش قوی به نظر نمیرسه .
ادامه مطلب ...
نویسنده: دیوید سلتزر
رمان «طالع نحس» بر اساس افسانه ای از کتاب مقدس به رشته تحریر درآمده و نویسنده بر پایه قدرت تخیل خارق العاده خود داستان را پیش میبرد ، سپس با بهره جویی از جنبه های خرافی این افسانه به حوادث داستان شکل میدهد.بر پایه رمان طالع نحس فیلمی نیز به همین نام در سال 1976 به کارگردانی جان لستر ساخته شد. از این فیلم به عنوان یکی از برترین فیلم های ژانر وحشت یاد می شود .
ادامه مطلب ...
نویسنده: آر ال استاین
می دانستم حال مادربزرگ وی خوب نیست، اما خبر نداشتم خیلی مریض است و خبر نداشتم که می خواهد من و برادرم پیتر را، به وحشتناک ترین سفر عمرمان بفرستد. نمی دانستم قرار است تا یک هفته ی دیگر من و پیتر به ناله های ترسناک مومیایی های باستانی گوش دهیم و گوشهایمان را بگیریم که آواز وحشت آورشان را نشنویم.
ادامه مطلب ...
نویسنده: کتاب سرخ
احتیاجی به دیده یا تشویق شدن نداریم. در روشنایی یا تاریکی، می کشیم و کشته می شویم. بند چکمه هایمان را سفت می کنیم، چه صبح که خروس می خواند و چه شب که خواندن دست جغدهاست. شکارچیانی به دنبال شرورترین موجودات جهان...در جهانی واهی سرگردان...به دنبال آن دیو، جن یا انسان.
آهنگ اسلحه ها که نواخته می شود، پایان بی چون و چرای آن خون است. مرگ و پیروزی برای ما یکیست. تاریکی با هزاران هزار چنگال خود به سوی عالم و زیبایی هایش دست درازی میکند، دست هایمان نمی لرزد، پاهایمان عقب نمی کشد...باید دست ها را کوتاه کنیم و بذرهای عدل و داد را بپاشیم. هر کجا که باشیم نگهبانان جهانیم و تنها یک نام داریم. (( جنگجویان وسپار)).
فن فیکشن هری پاتر و چوبدستی برتر ( ناقص )
نویسنده: سالازار اسلیترین
چوب دستی برتر از نظر شروع روندی تند داره و شروعی ضعیف البته در انتهای فن شاهد این میشیم که داستان وارد جذابیتی خاص میشه و اگه نویسنده روش وقت میزاشت برای بازبینی حتما فن خوبی میشد.
هری پاتر پسری که زنده ماند در حالی که بر روی تخت نشسته بود مشغول شمردن جاودانه سازهای ولدمورت بود. هنوز دومین جاودانه ساز رو نام نبرده بود که آتشی هری رو در بر گرفت و به آرامی آتش ناپدید شد و به جای آن کتابی بی نهایت قدیمی بر روی زمین افتاد. هری که تعجب کرده بود به آرامی کتاب را برداشت به محض برخورد دست هری به کتاب حس آپارات به هری دست داد. هری در ساحل دریا ظاهر شده بود.
ادامه مطلب ...
نویسنده: برایان ویلسون آلدیس
برایان آلدیس معتقد است رمان های علمی - تخیلی می توانند مثل رمان های قرن 19 کهنه و قدیمی باشند. با این حال شیوه غریب و زیبای او در نگارش داستان های علمی - تخیلی باعث شد تا این نوع داستان نویسی، بار دیگر به عنوان بخشی از ادبیات مدرن احیا شود.
او در همین داستان ( مزرعه نفرین شده ) که برنده ی جایزه ی نبولا ( معتبر ترین جایزه ی داستان های علمی تخیلی ) شده است، و به قرن 19 بازمی گردد.
حوادث این داستان، در مزرعه کوچکی حوالی شهر کاترسال در انگلیس رخ می دهد. مهمان هایی ناخوانده از دنیای دیگر در مزرعه اطراق می کنند و همین اقامت به فاجعه ای تبدیل می شود.
گریگوری رولز قهرمان داستان سعی دارد معما را حل کند و دنیا را از فاجعه ای قریب الوقوع نجات دهد. آیا او موفق می شود؟
سه گانه آتش دزد جلد اول اتش دزد
نویسنده: تری دیری
کتاب آتش دزد اولین کتاب از سه گانه آتش دزد نوشته تری دیری است. کتاب درباره پرومتئوس ، تایتان یونانی است که در اساطیر یونان به عنوان فردی که آتش را از خدایان میدزدد و به انسانها میدهد معرفی شدهاست.نویسنده: آر ال استاین
خانم ماآرف از پشت میزش آمد بیرون پاهای برهنه و خیسش روی موکت شلپ شلپ می کرد. چند بار دور من چرخید و با چشم های قهوه ای اش مرا با اشتها بر انداز کرد. شکمش با صدای بلند، با صدایی شبیه خالی شدن وان حمام قارو قور کرد و مرا از جا پراند.
ـ شما نباید این کارو بکنید... این کار انسانی نیست...
باز هم با اطلاعیه در خدمت دوستان هستم
برای وب یک کانال در تلگرام ایجاد کردم . توی این کانال بعضی کتابها بصورت ارسال فایل در دسترس هست تا دانلود کنید.
بعضی کتابها هم به صورت معرفی همراه با لینک صفحه مورد نظر در وب
پس برای دانلود یا اطلاع از بروز شدن و تغییرات جدید میتونید از این کانال استفاده کنید
برای عضویت در این کانال از طریق آدرس زیر اقدام کنید
با تشکر
https://telegram.me/FantasyLands
.