فن فیکشن هری پاتر و یاران گمنام ( ناقص )
نویسنده: جمال علیخانی
این فن در کنار شخصیت های آشنای هری پاتر و اعضای گروه محفل ققنوس ،گروه مبارز دیگری را مطرح میکند که هدفش مبارزه با سیاهی است گروهی با اعضایی ایرانی !! ایده های داستان جالب به نظر میاد اما گاهی روند بیش از حد سریع یا بی منطق پیش میره؛ شخصیت ایرانی داستان خیلی سریع و بدون هیچ دلیلی با هری و گروهش رابطه عاطفی عمیقی برقرار میکنه و از اون گذشته رابطه دو قهرمان ایرانی با هم هست !!! در واقع همه شخصیتها با یکبار دیدن هم عمیقا به شکل بی ربطی وابستگی عاطفی پیدا میکنن و در کنارش دو شخصیت به ظاهر ایرانی داستان هیچ نشانی از ایرانی بودن ندارن و رفتارهایی دقیقا مشابه شخصیتهای غیر ایرانی نشون میدن !!
.
به جان خودم ایرانی ها دیگه اینطوری نیستن اول که خوندم فکرکردم نویسنده خارجی هست بعد فکر کردم گفتم تو خارج کپی مجاز نیست اسم نویسنده هم ایرانی بود به نظر من باید توی داستان قهرمان شکست پذیر باشه تا پس از هرشکست دوباره بلند بشه اینطوری با یک مبارزه برنده بشی خیلی بیخوده
مرکزیت داستان نباید روابط عاطفی بشه این چیز ها توی گوشه کنار داستان باشه خوبه نویسنده ها ایرانی کتاب مینویسن کلماتی که نوشتن رو دقت نمیکنن یکجا اشتباهی فحش نوشته بود مرکزیت داستان بهتره خود ماجرا وشخصیت مثبت داستان وتعاملش با بدمن داستان باشه به نظر شخصی خودم
داداش راستی نظرمنو جواب ندادی دوروزه حوصلم سر رفت بعد میخوام یک تغییراتی تو بازه زمانی 1985بدم تادوباره یک جوردیگه مرگ کاراکتر رو جلوه بدم با تشکر
سلام
ببخشید ایمیلم سر نزدم
بله شخصیت داستان با اینکه ایرانیه اما رفتارش غیر ایرانیه اصلا قابل درک نیست
همم خسته نباشی
فکر کنم کامل ترین وبلگ فن فیکشنو شما دارید
راستی یه فنه کامل نداری بزاری؟؟حاظرم هر چی دارمو بدم یه فن بالا 1000 صفحه بخونم
متشکر
فن کامل نیست اگه نه میذاشتم البته یک کامل دارم دوستان گفتن در حال نوشتن هم هستن البته دو تا فن در حال کامل شدن هم هست که من هم در انتظارشون هستم
دلمون برات تنگ شده. اندازه یه مانیتورم عیدی نگرفتی خدا نکنه عیدات مثل من باشه کسی به من عیدی نمیده سعی میکنن بکنن
نوچ من اندازه پیچ مانیتور هم عیدی نگرفتم چون عیدها اصلا عید دیدنی نمیرم سالهاست
فن هات ته کشیده
فن ها نه اما سیستم این مودت رفته بود تعطیلات
خدا بد نده امیدوارم این اخر سالی رو خوب تموم کنی و سال خوبی پیش روت باشه
متشکر
نداری یکی دیگه بذاری
حالم زیاد این روزها خوش نیست
سعی میکنم یکی دیگه حاضر کنم
خیلی باحال بود فکر کن هری تو دهن جینی کیک بذاره بعد دستشو گاز بگیره خدا مردم از خنده
من که اونجای داستان داشت حالم به هم میخورد
یعنی در حدی دیگه عاشقانه بود که ترسناک شده
agha kheyli bad jayi tamom mishe da6tam ba jav mikhondam didam jaye nesbatan hasasy dastano vel karde
من هم تا الان این فن های ناقصو نخونده بودم برای همین ناقص بودنشون
اینم خوندم.. نویسنده یه جاهایی نشون داد قلم خوبی داره ولی کل داستان یه حس غیر قابل باور تو ادم بوجود میاورد نمیشد رفتار شخصیتای داستانو باور کرد قابل پذیرش نبود. این به کنار ضعیف دونستن گودریک و ولدمورت تو اولین مبارزه با کیان که به نظرم داستانو خراب کرد. یا نویسنده میخواست به یه ایرانی قدرتی فراتر از حد انتظار بده خداییش من به عنوان یه ایرانی اینقدر قوی نیستم ولی همه اینایی که گفتم میشه از کنارشون گذشت. از نظر من یه چیزی شدید رو مخم بود اون غرور بیجا و تخمی تخیلی کیان بود تا حدی که باعث میشه این داستان برام جز داستانای زیر متوسط باشه. طرح خوبی داشت نگارشش قابل قبول بود تا حدودی. توانایی تبدیل شدن به یه داستان خوبو داشت. تنها دلیلی که مانع این شد شخصیت پردازی ضعیف و گاهی سرعت تند داستان بود. ولی ارزش خوندنو داره به نظر نمیرسه از خوندنش کسی پشیمون بشه. از صفحه 110 به بعد یعنی تقریبا همون فصل دیدار با ملکه داستان یه ذره پخته تر شده بود که متاسفانه اینم ناقص موند
راستی این کتابه+18؟؟؟؟؟؟
نوچ فنش خیلی سادست
خوندنشو که میخونم ولی با توصیفاتت یه ذره بی میل شدم. مخصوصا راجع به شخصیتای ایرانیش. بخونم ببینم چی پیش میاد
توصیفات نظر شخصیه شاید بخونی خوشت بیاد
راستی دیدی دیشب کتابو گذاشتم بد قولی نکردم
دیر گذاشتم اما خوب باز هم گذاشتم دیگه